استاندار کردستان امروز در تصمیمی مغایر با اصل سوم قانون اساسی و نیز قانون مدیریت خدمات کشوری ساعات کار ادارات را به 30 ساعت در هفته تقلیل داد! «آرش لهونی» در توجیه این تصمیم، «تقویت بنیان خانواده» را دستاویز کرده، انگار که فقط بهرهمندان از این تبعیض آشکار، خانواده دارند!
در شرایطی که راهکار جذب سپرده بانکی در کردستان در حد اقدامات جلف و مبتذلی چون برش کیک تولد توسط بانکیها برای فلان مدیر شرکت صنعتی تنزل یافته معاون اقتصادی استاندار هنوز تهدیدهای توخالی را ابزار متقاعد کردن بانکها به افزایش پرداخت تسهیلات میداند!
«آرش لهونی» گویا پریروز دستور داده نرخ بیکاری کردستان کاهش یابد! او نگفته با کدام برنامه مدون خود یا احیاناً معاون اقتصادیاش در صدد است نرخ بیکاری کردستان را کاهش دهد؛ نرخ بیکاری را اقدام مبتنی بر برنامه کاهش میدهد نه دستور!
یکی از متهمان سیاستهای ویرانگر اقتصادی گذشته در کردستان، سرپرست معاونت اقتصادی استانداری شد! انتصاب انجام شده توسط استاندار، نه یک اشتباه تاکتیکی که خطایی راهبردی بود؛ «آه از آن روز که بادت گل رعنا ببرد» جناب استاندار!
آفات دو ماه سستی و بیارادگی استاندار دولت چهاردهم در ساماندهی امور کردستان نمایان است؛ وقتی جایگاه «عملگرایی جسور» به «عافیتطلبی اتوکشیده» پیشکش شود، محال است «حیله و بیشرمی» جای خود را به «روشنی و گرمی» بدهد!
دولت سیزدهم مجوز بکارگیری 100 نفر را در قالب «طرح شهید زینالدین» صادر کرد؛ قرار بود 10 نفر به تشخیص استاندار، 10 نفر از میان نخبگان بومی استان و 80 نفر هم از طریق برگزاری آزمون، استخدام شوند؛ بگویید چه کسانی را با ظرفیت این مجوز استخدام کردید!
کردستان منتظر دمیدن سپیده شب تاریک زعامت استانداری ناکارآمد است؛ بی هیچ واهمهای از تیرباران رکاکت و سخافت آن حباب زوالپذیر رودخانه تاریخ کردستان، همچنان مصمم به طرح پرسش هستیم؛ این بار درباره آموزش و پرورشی که ناسزاگو رئیس شورایش بود!
چند ماه است خبری درباره تلاش «اسماعیل زارعیکوشا» و «عبدالله رشیدیپور» برای انتقال «حجت رشیدی» از سپاه کردستان به پست معاونت یک مدیرکل در استانداری به گوش میرسد؛ تحصیلکردگان نخبه بیکار کردستان مشتاق روشن شدن صحت و سقم خبر هستند.
نماینده سقز و بانه پس از اعلام برنده شدنش در انتخابات اسفند پارسال، بارها مرتکب اشتباه محاسباتی شده است؛ تلاشهای او برای ابقاء «اسماعیل زارعیکوشا» قابل درک است اما به جایی نمیرسد؛ «محسن بیگلری» خیال حوصله بحر میپزد هیهات!
دیروز صفرای غضب، پروای ادب از «اسماعیل زارعیکوشا» ستانده و کلماتی بیوقار بر شاخ زبانش نشانده است؛ ذهن آشفتهی طفلک بر زبان خفتهاش شلاق زده و با ادبیاتی سخیف، در پردهدری درهای تازه گشوده و مرز وقاحت را فرسنگها جابجا کرده است.
هیچکس را نمیشناسم که به اندازه استاندار دولت سیزدهم در کردستان، در مقطع کارشناسی، «حسابداری» خوانده باشد! در روزهای تاریکی که از عمر زعامت این استاندار در کردستان مانده، تورق آخرین برگهای کارنامه عملکرد اقتصادی او خالی از لطف نیست.
در بانه چه خبر است؟! استاندار کردستان، جوانک نالایق نورچشمی را از پاسخگویی فراری میدهد؛ تمشیت امور فرمانداری را به معاون سیاسی میسپارند، معاون عمرانی را برکنار و بخشدار را با حفظ سمت جانشین میکنند! «شهر من روح بهارانت کو»؟!
آموزش و پرورش کردستان انگار عزم کرده انتقام نقدهای این درویش یک قبا از عملکرد خسارتآفرین استاندار بیکفایت را یکتنه بگیرد؛ اگر این «کسر حقوق» زخمهای روحی «اسماعیل زارعیکوشا» را التیام میبخشد، نوش جانتان!
گردش برخی امور اجرایی کردستان در دولت سیزدهم دچار رخوتی درمانناپذیر شد؛ انگار استاندار این دولت و منصوبانش مبتلا به سستی و کندحرکتی و حتی بیاعتنایی به امور بودند؛ انگار حضرات دچار ««آبلومویسم» شده بودند!
تراژدی «احسان درویشی» در بانه پایان یافت؛ خبر در واقع اعلام پایان «زارعیکوشا» در کردستان بود؛ «محسن بیگلری» از سؤال ملول و از جواب خجل، بیتردید از جابجایی ندیم مخصوص باخبر بوده و در برابر ریشخند دستور رئیسجمهور زبان در کام گرفته است!
«محسن بیگلری» دیروز در نطق میان دستور برخی مشکلات کردستان را برشمرد بیآنکه از استاندار محبوبش به عنوان عامل اصلی فجایع نامی ببرد؛ جناب نماینده! به قول «آلبرتو براندولینی» با افسانه میتوان زیست اما با افسانه نمیتوان تاریخ را فریفت!
درباره واگذاری ذوب آهن قروه به شرکت «برسم لعل» و مشوقهای اختصاص داده به این شرکت سؤالات و ابهاماتی وجود دارد؛ طرح تقاضای تحقیق و تفحص از این واگذاری، مطالبهای جدی از مجمع نمایندگان استان بویژه نماینده قروه و دهگلان در مجلس است.
«اسماعیل احمدی» کارشناس ادبیات و ارشد علوم سیاسی است؛ چه کاری از او برای دستگاه متولی سلامت استان بر میآید که بیش از 300 عضو هیئت علمی و 13 هزار پرسنل دانشگاه از انجام آن ناتوانند، «اسماعیل زارعیکوشا» و «فریدون عبدالملکی» میدانند!
«عبدالله رشیدیپور» 9 مردادماه 1403در دو نامه جداگانه به معاون وزیر کشور، دو نورچشمی را برای استخدام به عنوان «دستیار مردمیسازی» معرفی کرده است؛ ما به جای نمایندگان جوانان تحصیلکرده بیکار کردستان در مجلس، شرمساریم!