آفات دو ماه سستی و بیارادگی استاندار دولت چهاردهم در ساماندهی امور کردستان نمایان است؛ وقتی جایگاه «عملگرایی جسور» به «عافیتطلبی اتوکشیده» پیشکش شود، محال است «حیله و بیشرمی» جای خود را به «روشنی و گرمی» بدهد!
مشارکت حداقلی مردم کردستان در انتخابات اخیر ریاست جمهوری موضوعی نیست که بتوان در نوشتاری کوتاه ابعاد آن را واکاوی کرد اما اگر بتوان دلیل امر را در یک کلمه به رشته تحریر درآورد شاید «نارضایتی» بهحقترین واژه باشد.
نارضایتی از دروغ، نارضایتی از ریا، نارضایتی از تبعیض، نارضایتی از رانت، نارضایتی از قانونشکنی، نارضایتی از ظلم، نارضایتی از سپردن امور به افراد نالایق و نارضایتی از هرآنچه مردم آن را عامل خلق وضع موجود کردستان میدانند.
اما آیا سیلی سرخ مردم کردستان به صورت دولت سیزدهم برای دولت چهاردهم درس عبرت شد؟ ابداً! چرا؟ دلیلی روشنتر از این، که دولت «مسعود پزشکیان» با علم به مشکلات مختلف کردستان، امور این استان را به کسی سپرد که شخصیت حقیقی او هیچ تناسبی با جایگاه خطیر حقوقی او ندارد و به زعم راقم این سطور، هر روز که از بلای این انتصاب میگذرد ناامیدی برای اصلاح وضع موجود بر افراد بیشتری چیره میشود.
مزاج دهر تبه شد در این بلا حافظ
کجاست فکر حکیمی و رای برهمنی
عجز ریشهدار «آرش لهونی» و اتاق فکر زهوار دررفته او در چینش تیم مدیریتی استان و بیتفاوتی دولت چهاردهم نسبت به این امر مهم، 60 روز پس از انتصاب این استاندار، میرود که استان را به ورطه سقوطی عمیقتر از آنچه در دولت قبل شاهد بودیم بکشاند، این استاندار و منصوبکنندگان او انگار متوجه نیستند همان رأی حداقلی مردم کردستان در انتخابات اخیر ریاست جمهوری هم، رأی به تغییر بود نه تداوم شرایط موجود!
نگارنده از زمان انتصاب این استاندار، قلم را زمین گذاشته و بنای نوشتن نداشت؛ اما مگر میشود طعم تداوم شرارت اداری در کردستان را چشید و همچنان صبوری کرد؟! مگر میشود شاهد تداوم کینهورزی کور با وابستگان بود و خود را به نفهمی زد؟!
کاش قبل از کشیدن کار به این تقابل ناخواسته، برای استاندار قابل درک بود که صاحب این قلم نه عضو فلان ستاد انتخاباتی است که به امید «اندک مایه پستی اجرایی» با رویکرد خسارتآفرین استاندار مماشات کند نه در پی جاه و نعمت که در برابر ظلمی ریشهدار خاموش بماند؛ موج جدید برخورد با وابستگانم در برابر چشمان خواب آلوده «لهونی» را اعلان جنگ به خود تلقی کرده و بی هیچ ملاحظهای به آن پاسخ مناسب خواهم داد؛ زمان ثابت خواهد کرد... استاندار و اتاق فکر شیشهای او که جبروتشان با سنگریزهای قابل شکستن است عقلاً و قهراً بیشتر از همچو منی نیازمند پرهیز از تنشآفرینی ندیمان شیرین عقلشان بودند.
خطاهایی که «لهونی» در همین مدت کوتاه مرتکب شده در حال بردن او به جهنم هستند! بشنوید از مولای متقیان (ع) که «ان الخطایا خیل شمس حمل علیها اهلها و خلعت لجمها فتقحمت بهم النار» (بدانید خطاها اسبان سرکشند که افسارگسیخته سوارههای خود را به پیش میبرند تا به جهنم وارد کنند). در این باره بیشتر خواهم نوشت؛ سؤالات فراوانی هست که «لهونی» باید به آنها پاسخ دهد؛ مسئول ماندن «عبدالله رشیدیپور»ها و «هاشم ناظمیجلال»ها در مسئولیت، اگر «آرش لهونی» نیست پس کیست؟
اما بعد؛ بارها ثابت شده، تحمیل فشار بر این قلم به شیوههای بزدلانه نخنما راه به جای نمیبرد! به قول برتراند راسل، فیلسوف، جامعهشناس و نویسنده شهیر بریتانیایی برنده جایزه نوبل ادبیات، «از حماقت کسانی تعجب میکنم که در میان دهها راه پیش روی دقیقاً همان راهی را انتخاب میکنند که بینتیجه بودن آن را بارها آزمودهاند»؛ در دولت قبل و دولتهای قبلتر منتقد بودهایم و منتقد خواهیم ماند و با هیچ فشاری هم از مطالبهگری کوتاه نخواهیم آمد؛ ثناگو و خادم هیچ استانداری هم نخواهیم شد؛ «سلطان را بگوی توقع خدمت از کسی دار که توقع نعمت از تو دارد».
تکمله؛ «آرش لهونی» را دروازهبان ناتوانی میبینم که گل شدن توپها را فقط نگاه میکند! و از آنجا که او را مقصر اصلی تداوم قانونشکنی در قبال وابستگانم میدانم طبیعتاً منتظر صدور دستور او برای مجازات بلادرنگ عاملان فتنه نخواهم ماند؛ راهمان را بلدیم و این قصه سر دراز دارد...
تیغی که آسمانش از فیض خود دهد آب
تنها جهان بگیرد بی منت سپاهی
با سلام و عرض ادب ؛ دست مریزاد واقعاً همین گونه است. جناب کریمی وقتی پزشکیان رییس جمهور شد بنده بنا به تجربیاتی که دارم فاتحه بعدی را خواندم واقعیت این است که هیچ ارادهای برای نجات کردستان از وضعیتی که در آن گرفتار است در سطح کشور وجود ندارد.
سلام وعرض ادب ، خدمت جناب آقای کریمی وهمه مخاطبین منصف و با شعور ، این مطلب بعنوان یک منتقد دلسوز که مشفقانه نقبی بر عملکرد گذشته وتداوم وضع موجود است قابل ستایش ودرنوع خود قابل تحسین ازاینروضرورت دارد جناب استاندار بعنوان مدیر عالی استان عنایت داشته باشند اقدام همه عوامل مدیریتی در استان از صفر تا صد بحساب جناب ایشان منظور می گردد و شایسته است فرصت را مغتنم بداند که هروز که بگذرد هزینه تغییر برای ایشان بیشتر است و ممکن است دشوار هم بشود لازمه کار جدی و حرکت جدی رو به جلو هماهنگی در تیم مدیریتی ونه تسامح به نحوی که اکنون شاهد هستیم دلیلی ندارد افرادی که بانی وضع موجود هستند را تحمل کرد ممکن است افراد خوبی هم باشند اما خوب بودن با توانمند بودن و هماهنگ بودن خیلی تفاوت دارد کسی که علقه و وابستگی و تعهد به گفتمان وعملکرد مدیر سابق دلشته بطور قطع نمی تواند در این رویکرد وراهبرد جدید همراه باشدواين يعني تداوم وضع اسفناك گذشته