وزیری که هم خودش و هم مردم کردستان را تمسخر کرد!/که این کند که تو کردی به ضعف همت و رای؟
همان روزی که «احمد میدری» در پاسخ به سؤال «علت برخی جابهجاییهای مشکوک در وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی» از ۱۳۷ نماینده مجلس کارت زرد گرفت، «برهان صلواتی» با حکم او مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی کردستان شد! وزیر کاردیده نظر از سر بصارت نکرد و کردستان و استاندار منفعلش بازندگان قطعی تصمیم شایسته ملامت وزیر نالایق اصلاحطلب خواهند بود.
نقل است وقتی ناپلئون بناپارت از نظامیان سان میدید معمولاً ۳ سؤال با این ترتیب از برخی سربازان میپرسید: چند سال داری؟ چند سال است در ارتش فرانسه هستی؟ مرا بیشتر دوست داری یا فرانسه را؟
روزی قرار میشود ناپلئون از سربازان سان ببیند که در این میان سربازی کمشنوا با فرض طرح آن ۳ سؤال خود را آماده پاسخگویی میکند تا اگر مورد پرسش قرار گرفت بتواند بهخوبی پاسخگو باشد اما از بخت بد او، سؤالها با ترتیب همیشگی طرح نشد!
ناپلئون که سؤالها را جابجا کرده بود، از سرباز پرسید: چند سال است در ارتش فرانسه هستی؟ او گفت: ۲۴ سال! ناپلئون با تعجب پرسید: مگر چند سال داری؟ گفت: ۳ سال! پرسید: من را مسخره کردهای یا خودت را؟ گفت: هر دو را قربان!
حکایت «احمد میدری» است و پاسخ داده شده به فریاد تغییرخواهی مردم کردستان در آخرین انتخابات ریاست جمهوری ایران؛ پاسخی که وزیر اصلاحطلب با یک انتصاب مدیریتی در استان به این فریاد داد به زعم نگارنده چیزی جز تمسخر خودش و رأیدهندگان به تغییر در کردستان نبود.
۲۱ اسفندماه ۱۴۰۳؛ وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی دولت پزشکیان به مجلس رفته تا به سؤالی با این مضمون پاسخ دهد: «علت برخی جابهجاییهای مشکوک در وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی چیست؟»؛ پاسخهای «احمد میدری» نمایندگان را قانع نمیکند و او از ۱۳۷ نماینده کارت زرد میگیرد و به این ترتیب نخستین کارت زرد نمایندگان به وزرای دولت پزشکیان به نام وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی ثبت میشود.
جالب است که در همان روز دریافت کارت زرد، «برهان صلواتی» که یک دوره ۴ ساله دیگر (دیماه ۹۶ تا اسفندماه ۱۴۰۰) مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی کردستان بوده با حکم این وزیر دوباره به همین سمت منصوب میشود! کلام شیوای زندهیاد «هوشنگ ابتهاج» چه مصداق دقیقی در باب قول و عمل این وزیر مدعی و دولت چهاردهم است:
از داد و وداد آن همه گفتند و نکردند
یارب چه قَدَر فاصله دست و زبان است؟
استاندار کردستان، همانطور که انتظار میرفت اظهارنظری رسمی درباره این انتصاب نکرده است؛ «آرش لهونی» یا با این انتصاب موافق بوده یا مخالف که در هر دو صورت باید به حال او تأسف خورد! سپردن سکان هدایت یکی از کلیدیترین دستگاههای اجرایی استان در بحث اشتغال به آزمون پس دادهای چون «برهان صلواتی» به زعم نگارنده چیزی جز ندامت و خسران در پی ندارد.
هرچند کآزمودم از وی نبود سودم
مَن جَرَبَ المُجَرَب حَلَت بِهِ النَدامَه
کسی از مجمع نمایندگان کردستان در مجلس خبری دارد؟ سرشان جایی دیگر گرم است؟ اخبار کردستان به سمع مبارکشان میرسد؟ از میان حضرات کس یا کسانی هستند که «برهان صلواتی» را گردن بگیرند؟! هیچیک از اعضای مجمع نمایندگان کردستان در باب این انتصاب سؤالی از وزیر ندارند؟
اما نوبتی هم که باشد نوبت ستاد انتخاباتی رئیسجمهور در استان است؛ هفتهنامه بازتاب دهنده نظرات و تصمیمهای ستاد انتخاباتی پزشکیان در کردستان، با این استدلال که «او ارتباط حسنهای با تهران دارد»، تلاش کرده انتصاب «برهان صلواتی» را نتیجه عدم معرفی گزینه از سوی ستاد برای این جایگاه جا بزند! تلاشی عبث که اگر لطیفه نباشد قطعاً خودفریبی است.
کای کمینه بخششت ملک جهان
من چه گویم؟ چون تو میدانی نهان
ای همیشه حاجت ما را پناه
بار دیگر ما غلط کردیم راه
میماند یک موضوع و آن سخنان «محمدعظیم ملک» و «برهان صلواتی» در جلسه معارفه است؛ آنچه در رسانهها از سخنان معاون استاندار در آن جلسه نقل شده چنان بیمایه است که ارزش روایت هم ندارد چه رسد به تحلیل!
«ملک» به جای آن اظهارات، لازم نبود به مردم توضیح دهد وزیر همفکرش در دولت، در ازای کدام کارنامه عملکرد، دوباره سمت مدیرکلی را به «صلواتی» پیشکش کرده است؟
اما بعد، «ملک» هم شنیده که مدیرکل دولت وفاق در جلسه اعلام کرده «اینجا بدهبستان داریم»؟ او به عنوان نماینده دستگاه حاکمیتی در آن جلسه چطور در برابر پیشنهاد سخیف بدهبستان مدیرکل تکراری، زبان در کام گرفته است؟ جناب معاون چرا در همان جلسه و در برابر چشم حضار مسئله بدهبستان را روشن نکرده است؟ دولت فکر نمیکند مردم ممکن است با شنیدن این جمله، خدای ناکرده گمان کنند مدیرکل دولتین مورد حمایت اصلاحطلبان عادت به بدهبستان دارد؟
سخنان کوچهبازاری «برهان صلواتی» را هم که باید با اکراه تمام مرور کرد! گویی در بازار است و بر درگاه حجره نشسته و معامله میکند، چیزی بدهد و چیزی بگیرد! او علاوه بر این، وعده داده که بازار پوپولیسم را مانند دوره قبلی مدیرکلی زنده کند؛ بازدیدهای شبانه بیهوده، لابد با میدانداری قلم به مزدها و دوربینهای اجارهای!
گندهگویی «صلواتی» در باب پایلوت شدن کردستان در تمام برنامههای وزارت در بخش تعاون را شاید بشود یک شوخی بیمزه قلمداد کرد اما نمیشود از کنار این اظهاراتش که «کردستان از لحاظ اقتصادی نسبت به استانهای دیگر کشور، رشد مناسبی ندارد» و «بعد از ۴۰ سال مجموعه تفریحی نداریم»، بیاعتنا گذشت! او کسی است که ۴ سال مدیرکل بوده و باید نخست سهم خودش از آنچه مینالد را بگوید؛ مگر میشود کسی که خودش در یک مجموعه ۴ سال مدیر بوده باشد حالا درباره همان مجموعه فیگور منتقد بگیرد؟
فعلاً کسی که در سایه تمسخر یک استان توسط وزیر اصلاحطلب به جای بازخواست شدن بابت دوره قبلی مدیریتش، دوباره مدیرکل شده، شاید بهتر باشد بیشتر از هر زمانی مراقب دهانش باشد.
فرید کریمی